جوان ارشد بابا به خاك خورد
تقديم به حضرت علي اكبر"عليه السلام"
وقتي جوان ارشد بابا به خاك خورد
گفتند در مدينه كه ليلا به خاك خورد
او لافتاي ديگر و لاسيف ديگري است
چشمش زدند؛ حيف؛ كه اما به خاك خورد
مانند مرتضي رجزي خواند و حمله كرد
در پاي چكمه ها، سر و پا به خاك خورد
آمد؛ عطش ز ساحل دريا مكيد و ... رفت
خيمه شكست؛ قامت دريا به خاك خورد
از تير و سنگ و نيزه و شمشير و دشنه ها
پيغمبري به كرب و بلا به خاك خورد
يكباره عرش و فرش و علي، فاطمه، حسن
زينب، حسين، علقمه، سقا به خاك خورد
آندم كه نيزه چنگ به پهلو كشيد؛ گفت:
"بي خود نبود، حضرت زهرا به خاك خورد"
در انتهاي حادثه ماندم؛ در اين دو حرف
پرواز كرد تا به خدا يا به خاك خورد...!!؟
يا جبل الصبر زينب(س)
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 23:34 توسط محترق الفاطمه"س"
|
"بسم رب الحسین(ع)"